محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
97
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه اى مردم رنگارنگ و دلهاى پريشان و پراكنده كه بدنهايشان حاضر و عقلهايشان از آنها غايب و دور است . من شما را به سوى حق مىكشانم ؛ امّا چونان بزغالههايى كه از غرّش شير فرار كنند ، مىگريزيد ! هيهات كه با شما بتوانم تاريكى را از چهره عدالت بزدايم و كجىهايى را كه در حق راه يافته است ، بنمايم . خدايا تو مىدانى كه جنگ و درگيرى ما براى به دست آوردن قدرت و حكومت و دنيا و ثروت نبود ؛ بلكه مىخواستيم نشانههاى حق و دين تو را به جايگاه خويش بازگردانيم و در سرزمينهاى تو اصلاح را ظاهر كنيم تا بندگان ستمديدهات در امن و امان زندگى كنند و قوانين و مقررّات فراموش شده تو بار ديگر اجرا گردد . خدايا من نخستين كسى هستم كه به تو روى آورد و دعوت تو را شنيد و اجابت كرد . در نماز ، كسى از من جز رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله پيشى نگرفت . همانا شما دانستيد كه سزاوار نيست بخيل بر ناموس و جان و غنيمتها و احكام مسلمين ، ولايت و رهبرى يابد و امامت مسلمين را عهدهدار شود تا در اموال آنها حريص گردد و نادان نيز لياقت رهبرى ندارد تا با نادانى خود مسلمانان را به گمراهى كشاند و ستمكار نيز نمىتواند رهبر مردم باشد كه با ستم حق مردم را غصب و عطاهاى آنان را قطع كند و نه كسى كه در تقسيم بيت المال عدالت ندارد ؛ زيرا در اموال و ثروت آنان حيف و ميل مىكند و گروهى را بر گروهى مقدّم مىدارد و رشوهخوار در قضاوت نمىتواند امام باشد ؛ زيرا كه براى داورى با رشوه گرفتن حقوق مردم را پايمال و حق را به صاحبان آن نمىرساند و آنكس كه سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را